تبليغاتX
شهچراغ اندیشه و قلم
 
شهچراغ اندیشه و قلم
 
 
سیری زندگی سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی شهید سید حسن شاهچراغی
 

در زمستان سال 61 یا 62 که در خدمت تنی چند از نمایندگان دورة اول مجلس شورای اسلامی، از جمله جناب خاتمی، جناب سید محمود دعایی و شهید سید حسن شاهچراغی، به کردستان جهت بازدید از جبهه‌های جنگ، مسافرتی دست داد،‌ ظاهراً در نقده بود که در خدمت شهید شاهچراغی به ستاد سپاه پاسداران رفتیم. در آنجا در جمع برادران سپاهی سخن از دکتر شریعتی به میان آمد. شهید شاهچراغی گفت: «پیش از پیروزی انقلاب اسلامی من از طلبه‌های مدرسة حقانی قم بودم و آقای مصباح یزدی در درس خود علیه دکتر شریعتی سخن گفت. ما داوری را به نزد شهید بهشتی بردیم. و ایشان وعده داد که در فرصت مناسبی نظر خودش را اعلام کند. این فرصت در مشهد به دست آمد. در مشهد هم استادان مدرسه حضور داشتند و هم طلبه ها. شهید بهشتی در اظهار نظری مبسوط نظر آقای مصباح را نقد کرد البته خیلی محترمانه و با تأکید بسیار بر حفظ حرمت و حق استادی آقای مصباح. ما طلبه‌های طرفدار دکتر شریعتی از شادی به رقص آمده بودیم...

ممکن است پس از گذشت شانزده یا هفده سال برخی از عبارات شهید شاهچراغی را فراموش کرده مضمون آن را گفته باشم، اما تعبیر « از شادی به رقص آمدن» را هرگز فراموش نمی‌کنم، زیرا برای من این جریان و طرز تفکر طلبه‌های مدرسه حقانی، تازگی داشت و جالب بود.

به نقل از مقاله نقد و بررسی کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:54  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
کتاب بهاری سوخت مجموعه اشعاری

است که در رثای شهید اندیشه و قلم شهید سید

حسن شاهچراغی
سروده شده است. نام کتاب از

یکی از سوگ سروده های بلند استاد معلم استفاده

شده است :


نه همین بیخ و برگ و باری سوخت


بر تو ای سید حسن بهاری سوخت



در میان اشعار این اثر شعر شاعران بزرگی چون استاد

علی معلم دامغانی ، استاد حمید سبزواری ، استاد

مشفق کاشانی ، یوسفعلی میرشکاک، جواد محدثی

و.... به چشم می خورد.

از دیگر امتیازات این کتاب مقدمه بسیار زیبا و شیوای

استاد حسین معلم دامغانی است که غنای اثر را

دوچندان کرده است.

این کتاب که توسط سیدسعید شاهچراغی و سید

مهدی شاهچراغی جمع آوری شده در اسفند ماه 1386

در 3000 نسخه توسط انتشارات ابتکار دانش قم به

چاپ رسیده است.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 8:14  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
در طف شنیده ای که علی اکبر حسینمعلم

از ترکتاز لشکر اعدا کفن نداشت

سر داشت لیکن از بدن خون طپان جدا

تن داشت گر زجور عدو پیرهن نداشت

ایدر یکی به ماتم « سید حسن» نگر

کایدون غمی زمانه ز عهد کهن نداشت

آن بی کفن نداشت سر اندر سنان تن

وین بی سر کفن به سنان مانده تن نداشت

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:44  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 

هاشمیدر بین شهدای روحانی دامغان ، ما دو نفر در مجلس داشتیم ، آقای موسوی

 دامغانی و آقای شاهچراغی که در مجلس اول از همکاران بسیار نزدیک بنده به

عنوان رئیس مجلس بودند. حقیقتاً سرباز بودند ، حقیقتاً در میدان بودند و حقیقتاً به

روز بودند با مسائل به خوبی آشنا بودند . شما سخنرانی هایشان را در مجلس

ببینید ، می بینید حرفهای مهم حزب الله و نیروهای خط امام را اینها می زدند و می دیدیم چه قدر

 مخلصند.( کنگره شهدای روحانی دامغان)

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 13:51  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
 
  بالا