تبليغاتX
شهچراغ اندیشه و قلم
 
شهچراغ اندیشه و قلم
 
 
سیری زندگی سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی شهید سید حسن شاهچراغی
 

آیت الله دری نجف آبادی از مبارزین انقلاب و از شخصیتهای مطرح کشور در کتاب خاطراتش که در سال ۱۳۸۴ از سوی مر کز اسناد انقلاب اسلامی منتشر گردیده خاطره ای را از شهید شاهچراغی از ۱۹ دی۱۳۵۶نقل نموده اند که در این وبلاگ در معرض خوانندگان قرار می گیرد.

بنده علاوه بر اين كه خودم سفرهاي تبليغي به شهرهاي مختلف كشور داشتم ،عده اي از برادران را نيز جهت سخنراني و اجراي برنامه هاي تبليغي به شهرها و نقاط مختلف كشور اعزام مي كردم.

يادم است كه در روز حادثه 19 دي قم كه تظاهرات وسيعي سراسر شهر قم را فرا گرفته بود و اكثر خيابان ها و كوچه ها مملو از جمعيت بود؛ قصد داشتم كه يكي از برادران به نام آقاي شاهچراغي را كه بعدها به همراه محلاتي شهيد شد، براي اجراي برنامه  و سخنراني به نجف آباد بفرستم؛ اما با توجه به اين كه در اثر تجمع افراد ، مسيري كه مي خواستم از آن عبور كنم و به نيروگاه بروم، مسدود شده بود با مشكل مواجه شدم ولي به هر حال با زحمت فراوان خودم را به نيروگاه رساندم و ايشان را دعوت كردم به نجف آباد برود و در مسجد جامع اين شهر درباره مسائل و حوادث روز و به خصوص رحلت مرحوم مصطفي خميني براي مردم سخن راني كند. اين را دقيق يادم است كه چون ايشان معمم نبود، لذا براي معمم كردن ايشان به ناچار، پيراهن بي يقه ي خودم را به وي دادم و پس از ملبس كردن، وي را به نجف آباد اعزام كردم.

(منبع: كتاب خاطرات و مبارزات دري نجف آبادي؛ تدوين:حيدر نظري؛ انتشارات مركز اسناد انقلاب؛ص185)

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 10:13  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 

پرواز در پرواز

حجت الاسلام و المسلمين شيخ فضل ا... محلاتي نماينده محترم حضرت امام خميني (ره ) در سپاه به همراه 40تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، مسئولين قوه قضاييه ، اساتيد حوزه علميه و ديگر مسئولين در روز 64.11.30 در فرودگاه مهرآباد تهران حضور پيدا كردند تا براي عزيمت به منطقه عملياتي والفجر 8 و ديدار با حماسه آفرينان اين عمليات عازم اهواز شوند. اما به دلايل مختلف از آن جمله بدي آب و هوا و وضعيت قرمز منطقه پرواز لغو گرديد و قرار شد روز يكم اسفند پرواز انجام شود.
خبر لغو پرواز از هواپيماي مسافربري به اطلاع تبليغات جبهه و جنگ قرارگاه كربلا رسيد و برنامه هاي درنظر گرفته شده براي اعزام نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و مسئولين به منطقه عملياتي و يگانها لغو گرديد.

فرداي آن روز پنجشنبه 64.12.1 به همراه مسئولين تبليغات جبهه و جنگ عازم فرودگاه اهواز شديم . در فرودگاه اهواز شهيد صياد شيرازي و يكي از مسئولين وزارت سپاه را ملاقات كردم . آنان منتظر آمدن هواپيماي مسافربري براي عزيمت به تهران بودند. خبر حضور شهيد محلاتي و نمايندگان و مسئولين را به اطلاع آنها رساندم .مسئولين فرودگاه زمان نشستن هواپيماي مسافربري را ساعت 12:30 اعلام نمودند. پس از دقايقي برج مراقبت فرودگاه اعلام كرد هواپيما در 20 كيلومتري اهواز در حال كم كردن ارتفاع مي باشد.درست در همين زمان وضعيت قرمز اعلام گرديد. نگراني شديدي بر همه ما وارد شد. سيستم رادار منطقه حضور دو هواپيماي جنگي را در آسمان اهواز اعلام نمود.
ساعت 12:30 دقيقه كه زمان اذان ظهر روز پنج شنبه 64.12.1 بود، برج مراقبت اعلام كرد هواپيماي مسافربري از صفحه رادار محو شد.

همه ما مضطرب و ناراحت بوديم . شهيد صياد شيرازي از هوانيروز منطقه درخواست يك بالگرد نمود. پس از نيم ساعت يك بالگرد به فرودگاه اهواز آمد و شهيد صياد شيرازي عازم منطقه رامين گرديد و ما در فرودگاه لحظه شماري مي كرديم . پس از يك ساعت گشت زني و تلاش بالگرد هوانيروز مشخص گرديد هواپيماي مسافربري حامل شهيد محلاتي و مسئولين در 10 كيلومتري جنوب رامين مورد هدف هواپيماهاي جنگنده عراقي قرار گرفته و سقوط كرده است .پس از اعلام سقوط هواپيماي مسافربري نيروهاي امداد به سمت منطقه رامين حركت كردند و ما هم عازم آنجا شديم . بعد از يك ساعت و نيم تلاش به محل سقوط هواپيما رسيديم . فاجعه عظيمي رخ داده بود. هواپيماي مسافربري و چهل سرنشين آن در بيابان متلاشي و پراكنده شده بود.يكي از معجزات و الطاف الهي منفجر نشدن و نسوختن هواپيما بود.پيكر شهدا در بين لاشه ها، آهن پاره ها و صندلي هاي هواپيما قرار داشت بطوري كه امكان خارج كردن آنها بدون امكانات وجود نداشت .روستاييان اطراف و عشاير منطقه با تراكتورهاي خود كه مجهز به سيم بكسل بود، به كمك آمدند.
با كمك مردم و بكارگيري تراكتور و سيم بكسل ها بخش عمده اي از پيكر شهدا كه قابل شناسايي بودند جمع آوري شد. هواپيماي مسافربري مورد اصابت كاليبرهاي هواپيماي جنگنده عراقي قرار گرفته بود و موشك به آن شليك نشده بود و به همين دليل هواپيماي مسافربري منفجر نشده و آتش نگرفته بود. البته بعدها مشخص شد هواپيماهاي جنگي عراقي خلبان و سرنشينان هواپيماي مسافربري را تهديد كرده و مي خواستند هواپيما را به عراق منتقل كنند كه با مقاومت خلبان و سرنشينان مواجه مي شوند و پس از آن هواپيماي مسافربري را مورد اصابت كاليبرهاي خودشان قرار مي دهند.
بعد از ظهر جمعه 64.12.2 به تبليغات جبهه و جنگ اهواز برگشتيم و بلافاصله با منزل پدر شهيد شاهچراغي در دامغان تماس تلفني گرفتم . حجت الاسلام سيد رضا تقوي ، سيد علي شاهچراغي ، شيخ حسن واحدي و... در منزل حجت الاسلام والمسلمين سيد مسيح شاهچراغي پدر بزرگوار شهيد شاهچراغي بودند. يكي از دوستان به نام تقوي اظهار داشت پيكر شهدا به دامغان منتقل شده است و برابر وصيت نامه قبلي شهيد موسوي دامغاني، قرار است پيكر مطهر ايشان به قم منتقل و در حرم حضرت معصومه (س ) به خاك سپرده شود، اما نسبت به محل دفن شهيد شاهچراغي تصميم گرفته نشده زيرا هيچگونه وصيت نامه اي از اين شهيد نداريم و نمي دانيم چه كنيم . خبر پيدا شدن وصيت نامه شهدا و مشخص كردن محل دفن شهيد شاهچراغي را اعلام كردم . حجت الاسلام والمسلمين سيد رضا تقوي گوشي تلفن را از آن برادر گرفت و از من سؤال كرد: «آيا شهيد شاهچراغي نسبت به محل دفن خود مطلبي نوشته است يا خير؟» پاسخ دادم : «آري نوشته است كه اگر من شهيد شدم ، پيكرم را در كنار قبور شهداي دامغان به خاك بسپاريد».اين خبر موجب خوشحالي آنان شد و خانواده شهيد شاهچراغي از بلاتكليفي خارج شدند. روز بعد عازم تهران شدم و در بين راه در شهر انديمشك خبر پيدا شدن وصيت نامه اين دو شهيد را به روزنامه كيهان دادم . دو روز بعد به دامغان رسيدم و وصيت نامه هاي غرقه به خون شهدا را در مراسم باشكوهي كه در مسجد جامع اين شهر برگزار شده بود، تحويل خانواده هاي داغديده آنها دادم .

 خاطره ای از سرتيپ دوم پاسدار محمدعلي آسودي

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 9:44  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
این عکس در سال 1361 در افتتاح حوزه علمیه امام صادق علیه السلام دماوند گرفته شده است.



در تصویر فوق افراد ذیل دیده می شوند( از سمت راست):
1ـ  آیت الله سید محمد شاهچراغی نماینده ولی فقیه در استان سمنان ( نفر اول از ردیف اول کنار دیوار)
2 ـ مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی ( نفر چهارم از ردیف اول کنار دیوار)
3 ـ آیت الله محمد یزدی ( نفر پنجم از ردیف اول کنار دیوار)
4 ـ حجت الاسلام سید مسیح شاهچراغی ( نفر اخر  از ردیف اول کنار دیوار)
5 ـ شهید سید حسن شاه چراغی ( نفر دوم از ردیف دوم)
6 ـ مرحوم حاج سید محمد موسوی پدر شهید موسوی دامغانی(نفر سوم از ردیف دوم)
7ـ حجت الاسلام والمسلمین شهید موسوی دامغانی (اولین نفر از ردیف جلو)



 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:8  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 

سرماي 64 بود كه مردان مرد جبهه هاي حسيني و نهضت ماندگار خميني«ره» فجري ديگر آفريدند و همين باعث شد كه شوق حضور در كنار غرورآفرينان والفجر 8، پرستوهاي عاشقي را روانه خوزستان كند كه هيچ گاه نتوانستند بر خاك خونين و خسته خوزستان گام نهند.
اين بار فرزندان روح الله ياران و همرزمان خود را در آسمان ملاقات كردند و عروج سرخشان را با ستاره ها در پهنه نيلگون آسمان جشن گرفتند. اسفندماه يادآور حادثه تلخي است كه شهد شيرين شهادت را جرعه نوش مرداني كرد كه عشق به انقلاب و خميني«ره» را بر قلب خود حك كرده بودند، شهيد محلاتي، شهيد شاهچراغي و جمعي از نمايندگان و خدمتگزاران ملت در اين كوچ مستانه دعوت حق را جانانه پاسخ دادند...
پيرمراد جمع در همان روزها و در رثاي شهداي اين حادثه آورد: «... بهتر است قلم بشكنم و دم فرو بندم و اجر و مزد رزمندگان و وابستگان آنان، آسيب ديدگان و وابستگان آنان را از خداي بزرگ بخواهم»


بي ترديد قلم زدن براي ياد مرداني كه مختصات اين كره خاكي لياقت حضورشان را نداشت، عبث است، ليك نقل قول هاي برخي اصحاب انقلاب شايد اين قصور قلم را جبران كند.


حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي؛


شهيد شاهچراغي عالم بود از فاضلان برجسته حوزه علميه و داراي مطالعات وسيع در همه زمينه هاي اجتماعي و سياسي و صاحب نظر در بسياري از علوم و فنون... سعه صدر او يكي از مهمترين خصوصياتش بود، سعه صدري كه يك لحظه او را از اصول منحرف نكرد.
شهيد شاهچراغي چه در جريان مبارزه فكري و عملي با ملحدان و منافقان چه در افشاي ظاهربينان عوام -زده و عوام فريبان فرصت طلب اصولگرايي خود را به كمال نشان داد...

حجت الاسلام محمدي عراقي:


حقيقتاً شهيد شاهچراغي خود را براساس معيارهاي الهي و انقلابي ساخته بود... در سال هاي پرتلاطم پس از انقلاب توانست با استفاده از استعداد خدادادي و فضيلت هايي كه كسب كرده بود، يكي از خلأهاي بزرگ جامعه انقلابي ما را پر كند و چهره اي موفق در مديريت فرهنگي از خود نشان دهد.


 
حجت الاسلام صديقي:


شهيد شاهچراغي يك انسان با ايمان، خوش برخورد، خوش ذوق و دلسوز بود. در عين صداقت و رفاقت و در عين دينداري اهل سياست بود. گرچه هيچ گاه زندگي اش رنگ سياست نگرفت و جلوه هاي خداوندي در تمام مراحل زندگي اش تجلي كرده بود... گويي جرعه اي از رحمت الهي در وجودش ريخته شده بود...

حجت الاسلام يونسي:


سيماي جذاب و در عين حال مصمم و مؤمن توام با خلوص و تعهد و زهد از ويژگي هاي شهيد شاهچراغي است. وي نمونه عيني افرادي است كه روحاني و متعبد و آگاه و اهل قلم و درك ضرورت هاي زمان هستند...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 21:3  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
 
  بالا