تبليغاتX
شهچراغ اندیشه و قلم - سخنان آيت الله نعيم آبادي درباره شهيد شاهچراغي در مصاحبه با ماهنامه نگاه جوان
 
شهچراغ اندیشه و قلم
 
 
سیری زندگی سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی شهید سید حسن شاهچراغی
 

اين مصاحبه در شماره 72 نگاه جوان نشريه داخلي كانون جوانان تاريخانه دامغان در اول اسفند 1387 همزمان با سالگرد شهيد شاهچراغي منتشر شد

قبل از هر چیز، بیست و سومین سالگرد شهادت این دو "شهید آگاه"  و دو "آگاه شهید" را به مردم خوبمان و به خانواده های این دو شهید عزیز تسلیت عرض می کنم. شهید شاهچراغی و شهید موسوی دامغانی، دو نام و دو چهره ای که در تاریخ ما نامشان و یادشان باقیست و تاریخ شهر ما نام این دو شهید را فراموش نخواهد کرد. چند دهه از شهادت این دو شهید بزرگوار گذشته اما یادشان سال به سال زنده تر و زنده تر میشود. این دو شهید بزرگوار ویژگیهای والایی داشتند که بدلیل همین ویژگیهای والا، نامشان باقیست و یادشان ماندگارست. این را عنایت دارید که هر چیزی نیاز به علت دارد، ماندگاری نام هم تا عواملش وجود نداشته باشد شکل نمی گیرد.

البته این دو شهید عزیز چهره های شناخته شده ای هستند، عامۀ مردم این دو شهید را میشناسند، مخصوصا اصحاب قلم و اندیشه این دو شهید را خیلی خوب میشناسند، من هم بعنوان یک شهروند، بعنوان دوستی که از قدیم با این دو عزیز، هم آشنایی داشتم و هم ارادت داشتم. من مسائلی را پیرامون این دو شهید عزیز میخواهم عرض کنم. اول از شهید شاهچراغی و بعد هم از شهید موسوی و  این تقدیم و تاخیر هم بدلیل اسم شریفشان هست، و الا هر دو عزیزند. اما بدلیل حق تقدم اسمی شهید شاهچراغی، اول راجع به این شهید بزرگوار صحبتی خواهم داشت. شهید عزیزمان شهید شاهچراغی در دید من این ویژگیها را داشت:

اول اینکه او مرد اندیشه بود، یعنی در مقولات مختلف حرف داشت، نظر داشت و دیدگاه داشت، در مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و دیدگاهشان را هم در ضمن سخنرانی و هم در ضمن نطق های پیش از دستورشان بیان میکرد. ویژگی دوم این شهید بزرگوار که این را من خیلی مهم میدانم که در فرهنگ اسلامی هم به این ویژگی خیلی بها داده شده و من بر این باورم که باید روی این ویژگی شهید بیشتر کار بشود و دوستانش بیشتر توضیح بدهند. امروز نسل جوان ما در پی الگوهاست، سعه صدر این شهید عزیز، همان چیزی است که موسی بن عمران (ع) پس از اینکه آن مسئولیت به او داده شد، عرض میکند"رب اشرح لی صدری" خدایا سینه من را باز کن و همان حالتی که قرآن کریم  خطاب به پیامبر اکرم (ص) بعنوان نعمتی بزرگ میفرماید "الم نشرح لک صدرک" آیا ما به تو سینه گشاده و سعه صدر ندادیم؟ و این یکی از ویژگیهای اوست. بزرگترین خطر هم در مسائل اجرایی و هم در مسائل مدیریتی مملکت تنگ نظریست و بزرگترین نعمت برای آنها شرح صدر است، اینکه حرف غیر خود را راحت بشنود  و تحمل کند و این ویژگی در شهید روشن بود یعنی من با سوابقی که از این شهید بزرگوار داشتم و با رفاقتی که تا پایان عمر ایشان ادامه داشت و هیچوقت این رفاقت من با ایشان قطع نشد. شاید بعضی فکر میکردند غیر از این است، همیشه من با او بودم و او با من. سعه صدر ایشان یک الگو هست و باید فرزندان انقلاب در این منطقه، مدیران اجرایی و مسئول، سعه صدر داشته باشند چرا که راه پیشرفت جامعه هست و تنگ نظری نه امتیازی نزد خدا دارد و نه راهی برای پیشبرد کار جامعه.

ویژگی دیگر اینکه شهید خیلی مهربان بود و واقعاً مهرورز بود. با دوستانش خیلی رفیق بود و به آنها خالصانه ابراز محبت میکرد. در رابطه با همین موضوع و بعنوان مکمل این ویژگی که میتوان آنرا بعنوان ویژگی دیگر حساب کرد اینکه ایشان مهر قلبی اش را اظهار میکرد. در محضر مبارک امام صادق (ع) فردی خدمت ایشان عرض کرد که من فلانی را خیلی دوست دارم و امام فرمود برو و به خود او بگو چرا که اظهار محبت تو به او این دوستی را محکم تر میکند. بعضی از افراد جامعه ما در قسمت اول و دوم اصالت را به مهرورزی نمیدهند و بعضی هم که هستند در اظهار آن عاجزند که هر دو آنها غلط است. ویژگی دیگر ایشان که بسیار روشن است و نیاز به هیچ تأملی ندارد یکی از نمونه های بارز این سخن پیامبر(ص) بود که "المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه"مومن  شادیش در چهره اش و غمش در دلش هست. شهید هم اینطور بود، شاید کمتر میشد او را بدون چهره ای گشاده و لبانی متبسم دید. خب حالا عشقش به امام (ره) و از این قبیل مباحث که روشن است و اینکه محو در انقلاب بود و عمرش را خرج انقلاب کرد و به همان هدف اعلای خودش که اهدای جان عزیزش بود رسید. او مرد قلم بود هر چند عمرش کفاف نکرد وارد میدان نویسندگی بشود امّا مرد ادب و قلم بود و در جلسات دوستانه ادیبانه از آثار ادبی لذت میبرد و اوج میگرفت."عاش سعیدا و مات سعیدا" زندگیش با سعادت، آبرومندی، عزت و کرامت و مرگش هم در عالیترین مظهر عظمت یعنی شهادت بود، خداوند بر علو درجات ایشان بیافزاید و جامعه ما که قدردان این عزیزان بوده و هست هرچه بیشتر بر قدردانی اینها افزون کند. بمحمد و آله الطیبین الطاهرین.
 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 20:49  توسط سید سعید شاهچراغی دامغانی  | 
 
  بالا